حاج ملا هادي السبزواري

46

شرح مثنوى

است مقول به تشكيك است ، وجودى چون آفتاب عالمتاب است و وجودى چون مهتاب است و وجودى چون نور سراج است و وجودى چون ظلّ است به تفاوت هر يك . و بعضى از حكما شيئيت ماهيت اشياء را مشكك دانند ، و حق اول است . ( ( 272 ) ) اين خورد گردد پليدى زو جدا * آن خورد گردد همه نور خدا ن 14 10 - ك 8 9 اين خورد : يعنى آب و غذا يكى است و ليكن تفاوت از قوابل است چون وجود كه در هر ماهيت به اندازهء او ظهور دارد و اختلاف نيست مگر در ظهورات او ، كما قال تعالى : * ( أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها 13 : 17 . ( 1 ) و قابليات و تفاوت آنها ذاتى قوابل است و الذّاتي لا يعلَّل . ( ( 274 ) ) اين زمين پاك و آن شورست و بد * اين فرشتهء پاك و آن ديوست و دد ن 14 12 - ك 8 10 دد : ( فارسى ) ، جانوران درنده . جز كه صاحب ذوق كه شناسد طعوم شهد را ناخورده كى داند ز موم ن ندارد - ك 8 12 شهد : عسل . ( ( 278 ) ) ساحران موسى از استيزه را * بر گرفته چون عصاى او عصا ن 14 16 - ك 8 13 استيزه : ( فارسى ) ، ستيزه ، كه خصومت و لجاجت باشد . ( ( 279 ) ) زين عصا تا آن عصا فرقى است ژرف * زين عمل تا آن عمل راهى شگرف ن 14 17 - ك 8 13 ژرف : ( فارسى ) ، عميق . شگرف : به گاف فارسى ، بزرگ . ( ( 281 ) ) كافران اندر مرى بوزينه طبع * آفتى آمد درون سينه طبع ن 14 19 - ك 8 14 مرى : ( فارسى ) ، به كسر اول ، برابرى كردن با كسى در قدر و مرتبه . و به معنى خصومت و بد كردارى . بوزينه : ( فارسى ) ، ميمون . ( ( 285 ) ) آن منافق با موافق در نماز * از پى استيزه آيد نى نياز ن 15 1 - ك 8 16 نياز : ( فارسى ) ، حاجت كه نيازمند حاجتمند باشد . و به معنى اظهار محبت و تحفهء درويشان . ( ( 286 ) ) در نماز و روزه و حج و زكات * با منافق مؤمنان در برد و مات ن 15 2 - ك 8 17

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 17 .